<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات در دنیای رنگ</title>
    <link>https://jscw.icrc.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات در دنیای رنگ</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>هیبرید زیستی آسکوربیک اسید (ویتامین سی)- چارچوب فلز – آلی با سنتز سبز برای تخریب کارآمد اسید بلو 92 با تابش پرتو مرئی</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82119.html</link>
      <description>این مطالعه یک هیبرید زیستی آسکوربیک اسید &amp;amp;nbsp;/MIL-100(Fe) را ارائه می‌دهد که از طریق یک روش سنتز سبز سازگار با محیط‌زیست در دمای اتاق تهیه شده است و یک رویکرد پایدار برای توسعه یک کاتالیزور نوری کارآمد برای اصلاح محیط‌زیست ارائه می‌دهد. خواص ساختاری و ریخت هیبرید زیستی سنتز شده توسط طیف‌سنجی فروسرخ تبدیل فوریه، پراش پرتو ایکس، میکروسکوپ الکترونی روبشی و طیف‌سنجی پراکندگی انرژی پرتو ایکس با نقشه‌برداری عنصری و ترموگراویمتری تأیید شد. 04/0گرم بر لیتر هیبرید زیستی در تابش پرتو مرئی، حدود 90 درصد اسید بلو 92، 80 میلی‌گرم در لیتر را در حضور پراکسید هیدروژن تخریب کرد. خواص الکترون‌دهی آسکوربیک اسید &amp;amp;nbsp;و ویژگی‌‌های چارچوب‌ فلز-آلی سبب اثر هم‌افزایی و عملکرد قابل توجه این هیبرید شد. واکنش تخریب از سینتیک مرتبه اول پیروی کرد و توسط رادیکال‌های هیدروکسیل به عنوان موثرترین گونه‌ فعال هدایت ‌شد. پایداری عالی و قابلیت استفاده مجدد در طول چهار چرخه، مقرون به صرفه بودن، پتانسیل هیبرید را برای تصفیه طولانی مدت پساب نشان می‌‌دهد.. این ماده الهام گرفته از طبیعت، نوید حذف گسترده‌تر آلاینده‌ها با استفاده از مواد زیستی را می‌دهد و راه‌حل‌های پایدار برای تصفیه پساب و حفاظت از محیط‌زیست ارائه می‌دهد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردهای حفاظت و مرمت منظر رنگی گذر تاریخی نارنجستان قوام شیراز</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82149.html</link>
      <description>رنگ، به‌عنوان یکی از عناصر بنیادین ادراک دیداری، نقش کلیدی در هویت و کیفیت فضاهای شهری ایفا می‌کند. در بافت‌های تاریخی، هرگونه مداخله رنگی نیازمند توجه به زمینه‌های فرهنگی و کالبدی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل منظر رنگی گذر تاریخی نارنجستان قوام شیراز انجام شد. این گذر به‌دلیل هم‌جواری با مجموعه قاجاری نارنجستان و خانه زینت‌الملک و نیز اجرای پروژه‌های جدید کوچه‌گالری، به نمونه‌ای بارز از تقابل رنگ‌های تاریخی و مداخلات معاصر تبدیل شده است. روش تحقیق بصورت کمی و کیفی شامل برداشت میدانی، عکاسی دیجیتال (با دوربین نیکون D5500 و لنز ۱۸&amp;amp;ndash;۵۵ میلی‌متر)، استخراج کدهای رنگی و تحلیل کمی داده‌ها در قالب جداول، نقشه‌های تقسیم‌بندی فضایی، شاخص‌های شدت و روشنایی رنگ است. نتایج نشان می‌دهد که جداره‌های تاریخی عمدتاً از رنگ‌های خاکی و بومی (نظیر کرم، خاکی و قهوه‌ای) تشکیل شده‌اند که هماهنگی بالایی با مصالح محلی دارند؛ در حالی که نقاشی‌های دیواری و مداخلات معاصر، طیفی متنوع از رنگ‌های شدید و متضاد (آبی، بنفش، صورتی و قرمز) را به بافت افزوده‌اند. این امر موجب افزایش تنوع رنگی تا بیش از ۶۰ درصد، بروز اغتشاش دیداری و کاهش انسجام و هویت تاریخی گذر شده است. بر این اساس، حفاظت و مرمت منظر رنگی این گذر مستلزم پرهیز از مداخلات ناهماهنگ، تقویت عناصر اصیل بومی و تدوین راهنمای برنامه‌ریزی رنگ شهری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی خواص فیزیکی‌-شیمیایی و عملکرد نوری-الکترونیکی رنگزاهای طبیعی بومی</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82154.html</link>
      <description>در این پژوهش، عملکرد نوری، ساختاری و الکترونی رنگزاهای طبیعی استخراج‌‌شده از سه منبع گیاهی بومی، شامل گل انار، سماق، و کاکل ذرت، مورد بررسی قرار گرفت؛ تا کارایی آن‌ها، در کاربرد سلول‌های خورشیدی حساس‌شده با رنگزا‌ ارزیابی شود. طیف‌سنجی UV&amp;amp;ndash;Vis نشان داد که بیشینه جذب نوری (&amp;amp;lambda;max) رنگزا‌‌های گل انار، سماق و کاکل ذرت به‌ترتیب در حدود 443، 467 و 409 نانومتر قرار دارد و مقدار کل آنتوسیانین استخراج‌شده به‌ترتیب mg/g 8/0، 85/0 و 55/0 بود. در ترکیب رنگ&amp;amp;ndash; TiO2 نیز نمونه‌ گل انار بیشترین عملکرد نوری را از خود نشان داد. ازمون FTIR حضور واضح پیوندهای O&amp;amp;ndash;H، C=O و C&amp;amp;ndash;O را در عصاره‌ گل انار و تا حدی کاکل ذرت را تأیید کرد؛ که بیانگر وجود رنگ‌سازهای فعال و گروه‌های عاملی مناسب برای اتصال مؤثر به TiO2 است. مقایسه رسانایی ویژه نمونه‌ها نشان داد که استفاده از حلال آب دیونیزه موجب افزایش قابل‌توجه رسانایی، به‌ویژه در عصاره کاکل ذرت با مقدار &amp;amp;micro;S/cm2300 می‌شود که ناشی از حضور ترکیبات قطبی و افزایش تحرک یونی است. تحلیل ترازهای انرژی (HOMO/LUMO) و مقاومت الکترولیتی نیز نشان داد که رنگزاهای گل انار و کاکل ذرت دارای کاف انرژی بهینه در محدوده‌ی eV 3- 2 و مقاومت کمتر نسبت به سایر نمونه‌ها هستند. بررسی ترازهای انرژی و مقاومت الکترولیتی نیز نشان داد که کاف انرژی (Eg) برای رنگزا‌‌های گل انار و کاکل ذرت به‌ترتیب eV31/3 و 99/2 است و این دو نمونه به‌دلیل LUMO پایین‌تر و مقاومت کمتر، عملکرد الکترونیکی بهتری دارند. این ویژگی‌ها برای بهبود فرایند انتقال الکترون در سلول‌های خورشیدی حساس‌شده با رنگزا‌ حیاتی است. به‌طور کلی، یافته‌ها نشان می‌دهد که عصاره‌های گل انار و کاکل ذرت، با برخورداری از ویژگی‌های ساختاری، نوری و الکترونی مناسب، گزینه‌هایی امیدبخش برای استفاده در سلول‌های خورشیدی طبیعی محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری و نظام رنگی نگاره ساختن کاخ خورنق اثرکمال‌الدین بهزاد، هرات (942 - 865 ق)</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82158.html</link>
      <description>کمال‌الدین بهزاد، برجسته‌ترین نگارگر ایرانی در سده‌های نهم و دهم هجری، در نگاره &amp;amp;laquo;ساختن قصر خورنق&amp;amp;raquo;، ضمن حفظ اصول سنتی نگارگری هرات، نگرشی نو در کاربرد رنگ‌های مکمل و فضاسازی واقع‌گرایانه ارائه کرده است. محور پژوهش حاضر، مطالعه و بررسی ساختاری و نظام رنگی نگاره‌ ساختن قصر خورنق است. سؤال اصلی پژوهش حاضر به این قرار است که مؤلفه‌های ساختاری نگاره ساختن قصر خورنق کدامند و چگونه در روایت داستان نقش دارند. هدف اصلی، شناسایی و تحلیل ترکیب‌بندی، به‌ویژه ترکیب رنگی و نحوه تاثیرگذاری آن بر ساختار کلی و معنای اثر است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ساختاری است یعنی تمرکز، روی صورت، محتوا و ترکیب‌بندی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که بهزاد در این نگاره با بهره‌گیری از رنگ اُخرایی به‌عنوان رنگ غالب و تلفیق آن با طیف‌های رنگی سرد نظیر آبی، تعادل و هماهنگی دیداری پدید آورده است. گزینش رنگی بهزاد علاوه بر انسجام ترکیب‌بندی، بیانگر نگاهی فلسفی و انسان‌محور به مضمون اثر است؛ زیرا وحدت میان زمین و بنا در پیوندی معنایی با ایده فناپذیری و بازگشت به خاک قرار دارد. این پژوهش با تحلیل نظام رنگی، تلاش دارد تا از زاویه‌ای متفاوت به اثر بنگرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پوشش‌های ضدمیکروبی مورد استفاده در بسته‌بندی مواد غذائی</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82181.html</link>
      <description>امنیت غذایی همواره یکی از نگرانی‌های اصلی در تامین زنجیره غذایی بوده و امروزه بیماری‌های ناشی از فساد مواد غذائی و تضمین ایمنی میکروبی در صنایع غذائی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. این مقاله، پیشرفت‌های اخیر در پوشش‌های پلیمری ضد‌میکروبی و نقش آنها در به حداقل رساندن آلودگی میکروبی را بررسی می‌کند. در این راستا، انواع پوشش‌های مورد استفاده در صنایع غذائی و بسته‌بندی و سازوکارهای ضدمیکروبی آنها ارزیابی می‌شود. همچنین، عوامل ضدمیکروبی مختلف، از جمله نانوذرات فلزی، ترکیبات مشتق‌شده از گیاهان و مواد شیمیایی مصنوعی در سیستم‌های بسته‌بندی غذایی ارزیابی می‌شوند. در این راستا، مزایا و معایب هر دسته از پوشش‌ها و عوامل ضدمیکروبی بررسی می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پلی‌دوپامین: ساختار، سازوکار پلیمرشدن و کاربردهای نوین در مهندسی سطح</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82182.html</link>
      <description>پلی‌دوپامین به‌عنوان پلیمر زیست‌الهام‌گرفته از صدف‌های دریایی، در سال‌های اخیر به یکی از مواد کلیدی در مهندسی سطح و فناوری پوشش‌های هوشمند تبدیل شده است. این ماده به‌دلیل دارا بودن گروه‌های فعال کاتکول و آمین، قابلیت ایجاد لایه‌های چسبنده، پایدار و زیست‌سازگار بر روی انواع سطوح آلی و معدنی را دارد. در این مقاله مروری، مسیرهای مختلف پلیمرشدن دوپامین شامل روش‌های محلولی، آنزیمی، الکتروشیمیایی و هیدروترمال بررسی و اثر عوامل موثر نظیر pH، دما، زمان واکنش و نوع زیرلایه بر ساختار و خواص نهایی پوشش تحلیل شده است. همچنین، ویژگی‌های فیزیکی-شیمیایی پلی‌دوپامین از جمله چسبندگی چندمنظوره، واکنش‌پذیری سطحی، پایداری مکانیکی، رفتار نورگرمایی و زیست‌سازگاری مورد بحث قرار گرفته است. مرور پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد پلی‌دوپامین می‌تواند به‌عنوان بستری موثر در ساخت پوشش‌های ضدباکتری و ضدفیلم زیستی، سطوح خودتمیزشونده، کاتالیزورهای نوری و سامانه‌های حذف آلاینده‌ها به‌کار رود. علاوه بر این، توانایی ترکیب آن با نانوساختارها و پلیمرهای رسانا، افق‌های جدیدی در طراحی پوشش‌های عملکردی و رنگ‌های هوشمند ایجاد کرده است. در نتیجه، پلی‌دوپامین به‌عنوان پلیمر نسل جدید، پیوندی میان علم پوشش، زیست‌فناوری و مهندسی مواد برقرار کرده و مسیر توسعه‌ی مواد پایدار و چندمنظوره را هموار ساخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چندگانه تکنیک‌های طلاکاری در دیوارنگاری‌های دوره زندیه: مطالعه موردی ارگ کریم خانی و دیوانخانه شیراز</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82155.html</link>
      <description>پژوهش حاضر نخستین مطالعه جامع ساختارشناسی لایه‌ طلاکاری در دیوارنگاری‌های دوره زندیه است که بر اساس نمونه‌برداری از ارگ کریم‌خانی و عمارت دیوانخانه شیراز، ترکیب شیمیایی، ساختاری و مکانیسم‌های تخریب این آرایه‌های تزئینی بررسی شده است. روش پژوهش با استفاده از رویکرد چندآزمایشگاهی شامل طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، پراش اشعه ایکس (XRD)، میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف‌نگاری پراش انرژی پرتو ایکس (SEM-EDS) و رنگ‌سنجی ( سیستم CIELAB)، انجام پذیرفته و یافته‌ها نشان‌دهنده تفاوت‌های قابل توجه بین دو بنا هستند: در ارگ کریم‌خانی، لایه طلایی عمدتاً از ورق‌های طلا با خلوص بالا حدود %70 Au) ) بر بستری از گچ هیدراته (CaSO₄&amp;amp;middot;2H₂O) و آنهیدریت (CaSO₄) همراه با چسب پروتئینی (سریشم) و روغن تشکیل شده، که با سطح صاف‌تر و روشنایی بالاتر (L* &amp;amp;asymp; 63.13) همراه است. در مقابل، عمارت دیوانخانه از تکنیک ملغمه طلا با حدود %70 Hg و %20 Au بهره برده، که حضور عناصر فلزی فرعی مانند مس (Cu)، نقره (Ag)، روی (Zn)، نیکل (Ni) و آهن (Fe) را نشان می‌دهد و با ناهمواری سطحی و روشنایی کمتر (L* &amp;amp;asymp; 57.55) مشخص می‌شود. FTIR حضور پروتئین و روغن را تأیید کرد، XRD فازهای معدنی غالب (گچ و هانتیت) را شناسایی نمود، و SEM-EDS تفاوت‌های عنصری را برجسته ساخت. نتایج حاصل شده نشان می‌دهد که حساسیت بستر گچی بر رطوبت بر خطرات خوردگی جیوه تاثیر داشته است. یافته‌ها می‌تواند بر گزینش استراتژی حفاظت تاثیر داشته و تفاوت تکنیکی دوران زند با دیگر دوران‌ها را نشان دهد و پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده مانند استفاده از تکنیک‌های مکمل رامان یا XRF ارائه می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات رنگی بادمجان طی سرخ‌کردن</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82183.html</link>
      <description>رنگ یکی از مهم‌ترین شاخص‌های کیفیت حسی در صنایع غذایی بوده و نقشی اساسی در پذیرش مصرف‌کننده دارد. در این پژوهش، اثر اولئوژل موم کارنوبا&amp;amp;ndash;روغن کنجد به‌عنوان جایگزین روغن مایع بر تغییرات رنگی بادمجان طی سرخ‌کردن بررسی شد. بدین منظور، دو غلظت ۵ و ۱۰ درصد اولئوژل تهیه و نمونه‌ها در دماهای ۱۲۰، ۱۵۰ و ۱۸۰ درجه سانتی‌گراد و زمان‌های ۹۰ تا ۲۴۰ ثانیه سرخ شدند. تحلیل رنگ به‌کمک پردازش تصویر و پارامترهای L*، a* و b*صورت گرفت. نتایج نشان داد با افزایش دما و زمان، روشنایی کاهش و شاخص قرمزی افزایش یافت، در حالی‌که زردی ابتدا افزایش و سپس کاهش پیدا کرد. نمونه‌های سرخ‌شده با اولئوژل ۱۰ درصد، ثبات رنگی بیشتر و قهوه‌ای‌شدن کمتری نسبت به تیمار ۵ درصد و کنترل داشتند. این موضوع به ساختار شبکه‌ای موم و حضور آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی روغن کنجد نسبت داده شد. در مجموع، اولئوژل کارنوبا&amp;amp;ndash;روغن کنجد، به‌ویژه در غلظت بالاتر، می‌تواند کیفیت رنگ و پایداری محصولات سرخ‌شده گیاهی را بهبود دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر کامپوزیتهای دارای دو قالب فلز –آلی و قابلیت آنها در حذف آلاینده های آلی (دارو و رنگزا) از پساب</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82188.html</link>
      <description>داروها، رنگزا‌ها، فلزات سنگین و سموم آلی موجود در پساب‌های صنعتی از جمله آلاینده‌هایی هستند که باید به طور موثری تصفیه و کاهش یابند. قالبهای فلز &amp;amp;ndash; آلی (MOFs: Metal-organic frameworks) ترکیباتی با ویژگیهای بی نظیر مانند مساحت سطح زیاد با حفرات قابل تنظیم هستند. استفاده از MOFهای مختلف به عنوان کامپوزیتهای MOF-on-MOF، مواد امیدوار کننده ای برای افزایش فعالیت MOF ها و حذف آلاینده ها هستند. در این مقاله مروری، ابتدا قالبهای فلز &amp;amp;ndash; آلی بررسی می شود سپس کامپوزیتهای MOF-on-MOF از قالبهای فلز &amp;amp;ndash; آلی با نسبت‌های مختلف مطالعه می گردد و برای حذف آلاینده از آب استفاده می شود. آنالیزهای مختلفی مانند XRD، FT-IR، SEM، TGA، طیف‌سنجی رامان و EDX برای تعیین ساختار و ویژگی‌های مواد سنتزی بررسی شده است. قابلیت جذب سطحی و فوتوکاتالیز کامپوزیت‌های دارای دو قالب فلز آلی (MOF-on-MOF) از طریق آزمایش‌های حذف آلاینده در شرایط کنترل‌شده ارزیابی می گردد. پارامترهای مختلف مانند مقدار کامپوزیت، غلظت آلاینده و pH محلول مطالعه می شود. سینتیک و ایزوترم حذف آلاینده بررسی می گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر بهبود عملکرد فوتوکاتالیستی نانوپوشش‌های رنگدانه‌ای حاصل از اکسیداسیون‌ پلاسمایی ‌الکترولیتی (PEO) بر روی فلزات و آلیاژها به‌عنوان فوتوکاتالیست‌</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82189.html</link>
      <description>چکیده:اکسیداسیون‌ پلاسمایی‌ الکترولیتی (PEO) یک روش پیشرفته الکتروشیمیایی است که به‌طور گسترده برای ایجاد لایه‌های اکسیدی‌ تبدیلی چسبنده بر سطح فلزات و آلیاژها مورد مطالعه قرار گرفته است. این لایه‌های اکسیدی، به‌ویژه به‌عنوان رنگدانه‌های فعال در کاربردهای فوتوکاتالیستی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. در این میان، لایه‌های رنگدانه‌ای دی‌اکسید تیتانیوم تشکیل‌شده بر سطح تیتانیوم و آلیاژهای آن، به‌طور گسترده‌ای بررسی شده‌اند. همچنین، فرآیند PEO بر روی فلزاتی مانند آلومینیوم، منیزیم، روی، نیوبیوم، زیرکونیوم، تانتالم و فولاد برای توسعه پوشش‌های رنگدانه‌ای بررسی شده است. فعالیت کاتالیستی این لایه‌های اکسیدی رنگدانه‌ای را می‌توان با روش‌هایی مانند دوپ‌کردن و تشکیل پیوندهای ناهمگون ، چه به‌صورت درجا و چه از طریق بارگذاری ثانویه اجزای فعال به‌طور قابل‌توجهی افزایش داد. این مرور جامع، به بررسی سازمان‌یافته رنگدانه‌های فوتوکاتالیستی ناشی از فرآیند PEO در کاربردهای مختلف می‌پردازد و منبعی معتبر برای پژوهشگران این حوزه فراهم می‌آورد. ساختار مقاله بر پایه نوع فلز زیرلایه به‌کاررفته در فرآیند PEO تنظیم شده است. همچنین، نقش پارامترهای فرایند در تعیین عملکرد فوتوکاتالیستی و ویژگی‌های رنگدانه‌ای لایه‌های ایجادشده بررسی شده و جزئیاتی درباره تأثیر دوپ‌کردن یا تشکیل پیوندهای ناهمگون با نافلزات، فلزات واسطه، عناصر خاکی کمیاب، فلزات گران‌بها، نانوکربن‌ها و سایر مواد ارائه گردیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پوشش‌های آنتی‌فولینگ (ضدخزه) تقویت‌شده با نانومواد: سازوکارها، عملکرد و راهبردهای طراحی</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82191.html</link>
      <description>رسوب زیستی تهدید قابل توجهی است که منجر به خطرات سلامتی و پیامدهای مالی در محیط‌های مختلف، از جمله سازه‌های دریایی، دستگاه‌های پزشکی و تأسیسات تصفیه آب می‌شود. این وضعیت، نیاز فوری به توسعه پوشش‌های ضد رسوب نوآورانه و چند منظوره را برجسته می‌کند. فناوری‌های متعددی معرفی شده‌اند که از زیست‌کش‌های سمی، پوشش‌های ضد رسوب ناسازگار با محیط زیست و کلر برای کاهش رسوب زیستی استفاده می‌کنند. با این وجود، استفاده از آنها با مسائل مربوط به خطرات زیست‌محیطی و سلامتی همراه است. پوشش‌های ضد رسوب پلیمری به عنوان یک راه حل مناسب ظاهر شده‌اند که به طور موثر عملکرد را حفظ می‌کنند و در عین حال از طریق ایجاد لایه سدکننده مبتنی بر آب پوشی سطح، رسوب زیستی را به حداقل می‌رسانند. مطالعات اخیر در پوشش‌های ضد رسوب پلیمری، نانومواد غیرسمی و ایمن برای محیط زیست را با ویژگی‌های ضدمیکروبی و مهار کننده زیست لایه برجسته به عنوان پرکننده مورد بررسی قرار داده اند. این پوشش‌های نانوکامپوزیتی، به دلیل خواص ضد میکروبی ذاتی خود، در برابر میکروارگانیسم‌های مختلف آبزی و توسعه زیست لایه‌های باکتریایی، اثربخشی نشان داده‌اند. این مقاله مروری بر عوامل ضدرسوب بر پایه فناوری نانو از جمله فلزات (مانند نقره)، اکسیدهای فلزی (مانند اکسید روی، اکسید تیتانیوم)، کربن (از جمله گرافن، نانولوله‌های کربنی و نقاط کوانتومی کربنی)، پلیمری و کامپوزیتی می پردازد. علاوه بر این، مکانیسم‌های مختلفی را که زمینه‌ساز مهار تکثیر سلول‌های باکتریایی و تشکیل زیست لایه توسط پوشش‌های نانوکامپوزیتی ضد رسوب هستند، مورد بحث قرار می‌دهد. این مقاله همچنین به چالش های مربوط به سنتز نانومواد ضد رسوب، محدودیت‌های عملی آنها و چشم‌اندازهای آینده می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مهندسی شیمی سطح در رنگ های آبدوست-آبگریز با عملکرد ضد رسوب زیستی</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82193.html</link>
      <description>آلودگی زیستی یکی از مشکلات قابل توجهی است که صنایع مختلف، به ویژه حوزه‌های پزشکی و درمانی، با آن مواجه هستند. به همین دلیل، مواد و تکنیک‌های متنوعی برای مقابله با آلودگی زیستی توسعه یافته‌اند. در این مقاله، مفهوم ضد جذبش آلودگی زیستی و خاصیت آمفیفیلیک پلیمرها مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر به سه بخش اصلی تقسیم می‌شود. بخش نخست به معرفی ایده ضد آلودگی زیستی، تأثیر آن بر باکتری‌ها و دیگر آلودگی های زیستی، عوامل کاربردی مؤثر بر فعالیت ضد جذبش آلودگی زیستی و دسته‌بندی بر اساس مکانیزم‌ها می‌پردازد. در بخش دوم، تاریخچه و تعریف خاصیت آمفیفیلیک، انواع مختلف مواد آمفیفیلیک، مورفولوژی و ساختارهای مولکول‌های آمفیفیلیک و عناصر برجسته در ساختارهای خودآرایی به طور واضح توضیح داده می‌شوند. سرانجام، چندین پلیمر با ویژگی‌های مورد نظر نیز بررسی شده‌اند. در بخش سوم، جدولی مفید ارائه شده که طبقه‌بندی پلیمرها را بر اساس خواص آمفیفیلیک ضد جذبش آلودگی زیستی نمایش می‌دهد. نقطه قوت منحصربه‌فرد این مقاله، بررسی همزمان خاصیت آمفیفیلیک و ضد آلودگی زیستی -که در مطالعات پیشین به آن پرداخته نشده- همراه با تحلیل پارامترهای مختلف تأثیرگذار بر مورفولوژی پلیمرهای آمفیفیلیک و فعالیت ضد جذبش آلودگی زیستی آن‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنتز ژئوپلیمر و کاربرد آن‌ به‌عنوان فوتوکاتالیزور در حذف مواد رنگزا</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82195.html</link>
      <description>رشد روزافزون صنایع نساجی و تولید حجم عظیمی از پساب‌های حاوی رنگزاهای سنتزی، چالش‌های زیست‌محیطی جدی از جمله افزایش شاخص‌های COD و BOD را به همراه داشته است. این پژوهش به بررسی سنتز ژئوپلیمرها به‌عنوان بسترهای نوین و کم‌هزینه برای مواد فوتوکاتالیزوری می‌پردازد. ژئوپلیمرها از طریق واکنش مواد آلومینوسیلیکاتی مانند متاکائولن یا ضایعات صنعتی (خاکستر بادی و سرباره) با محلول‌های فعال‌ساز قلیایی تولید می‌شوند. روش‌های مختلف سنتز ژئوپلیمرهای فوتوکاتالیزوری شامل تهیه در راکتور دوغابی و راکتور ثابت، تولید ژئوپلیمرهای دارای خاصیت ذاتی فوتوکاتالیزی، افزودن مستقیم عامل فوتوکاتالیزور و روش‌های فعال‌سازی قلیایی، تبادل یونی و اشباع‌سازی مرور شده است. همچنین، روش‌های شناسایی فوتوکاتالیزورهای ژئوپلیمری، عوامل مؤثر بر عملکرد فوتوکاتالیزوری در حذف رنگزاها، سازوکار تخریب رنگزا و مدل‌های سینتیکی مرتبط بررسی شده‌اند. در پایان، قابلیت بازآوری و پایداری فوتوکاتالیزورهای ژئوپلیمری ارزیابی شده است. نتایج این مرور نشان می‌دهد که ژئوپلیمرهای اصلاح‌شده می‌توانند به‌عنوان فوتوکاتالیزورهای کارآمد، پایدار و قابل بازیافت در تصفیه پساب‌های رنگی مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه جذب همزمان رنگزاهای متیلن بلو و کریستال ویولت از آب با استفاده از جاذب های فیلمی و گرانولی مغناطیسی بر پایه هسته سنجد</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82198.html</link>
      <description>در مطالعه حاضر، جاذب‌های مغناطیسی بر پایه هسته سنجد، به دو شکل فیلم و گرانول با استفاده از روش بهینه شده ژلاسیون آلژیناتی سنتز و در حذف همزمان رنگزاهای کریستال ویولت و متیلن بلو به کار گرفته شدند. تاثیر پارامترهای عملیاتی شامل pH محلول، دوز جاذب، زمان تماس، دما و غلظت اولیه رنگزا بر راندمان جذب مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز BET و SEM نشان دادند که جاذب فیلمی شکل (Film Activated Carbon) FAC دارای سطح ویژه بالاتر و توزیع یکنواخت‌تر حفرات است، به همین دلیل ظرفیت جذب بیشتری نسبت به جاذب گرانولی شکل (Granular Activated Carbon) GAC ارائه داد. داده‌های تجربی با مدل‌های ایزوترم لانگمویر، فروندلیچ، دوبینین-رادوشکویچ و تمکین، و همچنین سینتیک‌های مرتبه اول، مرتبه دوم و مدل الوویچ مطابقت داده شدند. بیشترین ظرفیت جذب توسط جاذب FAC در جذب کریستال ویولت و متیلن بلو به ترتیب 49/11و mg/g 69/13 و توسط جاذب GAC به ترتیب 73/9 وmg/g 20/10 محاسبه شدند. نتایج ترمودینامیکی نیز برای هر دو جاذب نشان‌دهنده خودبه‌خودی و گرمازا بودن فرآیند جذب بود. یافته‌ها بیانگر پتانسیل بالای جاذب‌های زیست‌پایه و مغناطیسی در حذف همزمان آلاینده‌های آلی از آب هستند و امکان استفاده عملی و اقتصادی آن‌ها در تصفیه پساب را فراهم می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رنگ کردن الیاف پشمی با رنگدانه‌های فسفرسنتی برای تهیه فرش دستباف</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82201.html</link>
      <description>فرش دستباف ایرانی به‌عنوان نمادی فرهنگی و اقتصادی، مستلزم نوآوری در مواد رنگزا است. هدف این پژوهش، تولید الیاف پشمی پوشش‌دهی‌شده به رنگدانه‌های فسفرسنتی و ارزیابی کاربرد آن‌ها در فرش دستباف است. روش تحقیق از نوع آزمایشگاهی و چندمرحله‌ای بوده و بر تثبیت رنگدانه‌های فسفرسنتی با استفاده از رزین استایرن-اکریلیک تمرکز دارد. در این راستا، خواص فیزیکی و پایداری رنگدانه‌ها پس از تثبیت بر روی الیاف پشمی مورد بررسی قرار گرفت. شدت نورتابی با اسپکتروفتورادیومتر در بازه طول موج ۳۸۰ تا ۷۸۰ نانومتر اندازه‌گیری شد. ثبات‌های شستشویی، نوری و سایشی بر اساس استانداردهای بین‌المللی ایزو ارزیابی گردید. آغشته‌سازی الیاف موجب انتقال مؤثر رنگدانه و ایجاد نورتابی پایدار شد. نتایج نشان داد که کالای تهیه‌شده از ثبات نوری خوبی برخوردار است؛ اگرچه که شدت نورتابی پس از عملیات شستشویی با افت 30 درصدی مواجه شد. آزمون ثبات مالشی خشک و تر به ترتیب کاهش‌های ۱۷ و ۵۸ درصدی در شدت نورتابی را نشان دادند. در نهایت، نمونه‌ای از فرش دستباف نیز با الیاف پشمی فسفرسنت‌دار تولید شد تا عملکرد عملی آن ارزیابی گردد. نتایج نشان داد که امکان تولید فرش دستباف با استفاده از رنگدانه‌های تثبیت شده بر روی کلاف‌های پشمی با کیفیت مناسب وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مواد نورتاب طبیعی و مصنوعی: راهکاری نوین برای توسعه پایدار در صنعت رنگ و پوشش</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82217.html</link>
      <description>مواد نورتاب طبیعی و زیست‌تخریب‌پذیر، جایگزین‌های امیدوارکننده‌ای در صنعت رنگ و رزین هستند که با هدف توسعه پایدار و کاهش آثار زیست‌محیطی ارائه شده‌اند. این مواد از منابع طبیعی مانند گیاهان، موجودات زنده و کانی‌ها به دست می‌آیند و دارای قابلیت جذب و ذخیره انرژی نوری و انتشار آن در تاریکی می‌باشند. کاربردهای متنوع آنها شامل پوشش‌های ترافیکی هوشمند برای افزایش ایمنی جاده‌ها، حسگرهای تشخیص خوردگی در صنایع، بسته‌بندی‌های هوشمند غذایی، پوشش‌های ضدمیکروبی و همچنین مصارف تزئینی و معماری است. مهم‌ترین مزایای این مواد، کاهش مصرف انرژی، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، کاهش استفاده از ترکیبات آلی فرار و سازگاری با محیط‌زیست است. اگرچه مواد نورتاب مصنوعی از نظر بازده نوری و پایداری فیزیکی عملکرد قوی‌تری دارند، اما مواد طبیعی به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فردی مانند زیست‌سازگاری بالا، سمیت بسیار کم، تجزیه‌پذیری زیستی و هزینه تولید پایین‌تر، برای کاربردهای مرتبط با سلامت انسان و محیط‌زیست ارجحیت دارند. توسعه و به‌کارگیری این مواد هوشمند، گامی مؤثر در راستای تحقق اقتصاد چرخشی و اصول توسعه پایدار محسوب می‌شود و می‌تواند نقش مهمی در آینده صنایع پوشش‌دهی ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر رنگ‌دانه‌های سنتی (بخش سوم): زرنیخ</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82218.html</link>
      <description>مطالعات رنگ‌دانه‌ها در آثار فرهنگی و مواد باستانی از دیرباز مورد توجه بوده است، اما با ورود دانش باستان‌سنجی در دهه‌های اخیر، این حوزه دستخوش تحولات بنیادین شده است. این رویکرد، شیوه مواجهه متخصصان با مواد تاریخی را دگرگون ساخته و افق‌های تازه‌ای را در نحوه پاسخ به پرسش‌های مرتبط با رنگ‌دانه‌های تاریخی در حوزه مرمت آثار، باستان‌شناسی و تاریخ هنر گشوده است.رنگدانه زرنیخ (اورپیمنت) ،به دلیل کاربرد گسترده در هنر و کیمیاگری، از مهم‌ترین رنگدانه‌های تاریخی مورد مطالعه در پژوهش‌های مرتبط با حوزه میراث فرهنگی به شمار می‌رود.مقاله حاضر به بررسی جامع تاریخچه، ساختار، فرایند دگرگونی، محصولات تخریب، روش های تولید مصنوعی و روش‌های باستان سنجی مطالعه زرنیخ در آثار تاریخی پرداخته است. زرنیخ، با ترکیب شیمیایی سولفید آرسنیک (As₂S₃)، از مناطق زمین‌گرمایی و آتشفشانی مانند ترکیه، ایران، و ارمنستان استخراج می‌شده است.این رنگدانه در معرض عوامل محیطی مانند نور، رطوبت، و گونه‌های اکسیژن فعال (ROS) دچار تخریب شده و محصولاتی مانند آرسنولیت، آرسنات‌ها و سولفیدهای سیاه تولید می‌کند. تولید مصنوعی آن از قرن پانزدهم در اروپا آغاز شد و و با پیشرفت فناوری تا قرن نوزدهم بهینه‌سازی شده است.شناسایی زرنیخ با تکنیک‌های دستگاهی مانند XRF، SEM-EDX، XRD و رامان انجام می‌شود که هر یک مزایا و محدودیت‌های خاص خود را دارند. این مطالعه بر اهمیت حفاظت از آثار هنری حاوی زرنیخ و نقش عوامل محیطی و بست ها در پایداری آن تأکید داشته و نشان می‌دهد که شناخت دقیق ویژگی‌های این رنگ‌دانه می‌تواند به توسعه راهکارهای مؤثرتر در حفاظت و مرمت آثار تاریخی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر خواص نوری فرش: رویکردی مبتنی بر مدل‌سازی</title>
      <link>https://jscw.icrc.ac.ir/article_82219.html</link>
      <description>خواص نوری و ظاهری فرش‌ها تحت تاثیر عوامل مختلف می‌تواند بر تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان، تولیدکنندگان و طراحان داخلی تأثیر بگذارد. تاکنون، مرور جامع و مدل‌سازی صحیحی برای ویژگی‌های نوری فرش صورت نگرفته است. سیر تکامل مدل‌سازی خواص نوری آنها از رویکردهای ساده فیزیکی به سیستم‌های هوشمند گسترش یافته است. ساختار خاص فرش نشان می‌دهد که مدل‌های ساده نمی‌توانند پاسخگوی مناسبی جهت توصیف خواص نوری آنها باشند. کارآیی هر یک از مدل‌های به کار رفته نیز متفاوت است. از این رو، محققین از روش‌های جدید و پیشرفته مدل‌سازی برای بررسی همه جانبه خواص نوری فرش استفاده کردند. عوامل مختلف ظاهری، پارامترهای ساختاری فرش، الیاف و پارامترهای نوری محیط همگی بر خواص نوری فرش تاثیر گذارند و باید برای ارائه مدلی کامل‌تر مورد بررسی بیش‌تر قرار گیرند. در این راستا، با کمک یک مدل جامع و با استفاده از ترکیب تحلیل خواص نوری، پردازش تصویر و هوش مصنوعی، کنترل کیفیت و پیش‌بینی ظاهر محصول نهایی در صنعت فرش می‌تواند تحول یابد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
